هرکه بدین سرای درآمد نانش دهید و از عقیده اش مپرسید چراکه آنکه در نزد خدا به جان ارزد در نزد ما به تکه نانی همی ارزد

شعر هم دگر کمک نمی کند

شعر هم دگر کمک نمی کند
یا کتابی از نویسنده ای بزرگ
شنیدن صدای خوش
کنار جوی آب
نگاه در نگاه
سفر به کیش
خرید کفش نو
چلو کباب در بناب
کمک نمی کند به من
نیمه شب کنار دوستان نارفیق
نه سیگار زر
نه پیپ
نه خوردن شراب
نه گوشه ای کنار دلبری
نه پرسه در کنار دخترانه ای
نه حقه ای
نه شیره ای
نه اکس زدن
به دادم نمی رسد
تمام آنچه لذت است گوئیا
چرا تمام می شود همه؟!
کجا ؟
چه کس؟
چه چیز ؟
.
.
.
تا ابد نمی شود تمام .............

۱ نظر:

hassan گفت...

بسیار زیبا بود!