هرکه بدین سرای درآمد نانش دهید و از عقیده اش مپرسید چراکه آنکه در نزد خدا به جان ارزد در نزد ما به تکه نانی همی ارزد

محمد پارسا و شكر گذاري



محمد پارسا تازه ياد گرفته براي هرچيز از خدا تشكر كنه
از اون طرف هم سن پرحرفي هاشه بيچاره خدا !؟
ما كه سرمون درد ميكنه چه برسه به سر خدا كه كلي هم شلوغه علاوه بر حل كردن مشكلات دنيا بايد به حرف اين يه وجب بچه هم گوش بده آخه محمد پارسا تا تائيد طرف مقابل رو نگيره ول كن نيست.
بعضي از تشكر هاي محمد پارسا اينجوريه:
"خدا رو شكر كه بابا و مامان دارم"
"خداروشكر كه ماشين مك كوئين دارم"
"خداروشكركه دارم نون مي خورم"
حالا اينجا رو داشته باشيد تا تو پرانتز يه مطلبي رو بگم

يكي از دوستام شكر گذاري رو خيلي مسخره مي دونست اين دوستم فوق ليسانس داره از اون توپهاشم داره كلي هم با سواده اون روز اينقدر از فلسفه و منطق و انرژي منفي و مثبت و مديتيشن و قدرت درون و نظريه بينگ بنگ و نظريه سير تكاملي و هگل و ............حرف زد كه داشتم به وجود خدا كه هيچ به وجود خودم هم شك ميكردم كه ديروز محمد پارسا
يه جوري شكر گذاري كرد كه ديگه آخرش بود
تازه تونسته بود نيم پا نيم پا دوچرخه بزنه كه باشور و شوق به طرفم امدو گفت " بابا بگو
خدارو شكر كه بچم دوچرخه سواري ياد گرفته
آخه محمد پارسا نه سواد داره نه فوق سواد تازه تو بدبختي هاي خودش (مثلا چرا هيچ وقت تام نمي تونه جري رو بگيره ؟ يا چرا شلوارشو خيس ميكنه همه دعواش مي كنن ؟ يا چه جوري اين همه ماشين تويه بشقاب كه بهش ميگن سي دي جا گرفتن؟)غرقه
خلاصه اينقدر گفت بگو خدارو شكر كه گيج شدم و بجا اينكه بگم "خدايا شكرت كه بچم دوچرخه سواري ياد گرفته " گفتم:
خدايا شكرت كه به من عقل دادي !؟

۱ نظر:

hassan گفت...

به قول یه بنده ی خدایی:
بگید الحمدالله!